آزادی یا عدالت
«تاریخ ما بیش از آنکه تاریخ آزادی باشد، تاریخ بندگی است؛ در دنیایی زندگی میکنیم دنیایی است که هر روز صبح از درون اوراق روزنامهها به چشم ما میخلد، تا روزها و هفتهها را به روز واحدی بدل کند که از عصیان و اشمئزاز انباشته شده است. آسانترین و مرسومترین کارها آن است که در این امر نامعقول تقصیر را به گردن حکومتها یا قدرتهای دشمن اندیشه بیندازیم. البته کاملاً راست که اینها مقصرند… اما فقط آنها مقصر نیستند… اگر امروزه از آزادی هتک حیثیت شده، یا آزادی به بند کشیده شده بدان سبب نیست که دشمنان آزادی خیانت ورزیدهاند؛ بلکه سبب آن است که آزادی در واقع نگهبانان طبیعی خود را از دست داده است. آری، آزادی بیسرپرست و بیوه شده است. این اعلام یک حقیقت است: ما همه آزادی را بیسرپرست رها کردهایم. اگر امروز آزادی در چنان بخش پهناوری از جهان در حال عقبنشینی است، البته بدان سبب است که نگهبانان بردگی تا بدین حد وقیح و تا بدین حد مسلح نبودهاند؛ اما بدان سبب نیز هست که مدافعان حقیقی آزادی به علت خستگی و یأس، یا اندیشهی نادرست دربارهی وضع مبارزه و چگونگی تأثیرگذاری، به آزادی پشت کردهاند. آری، حادثهی بزرگ قرن بیستم ترک ارزشهای مبنی بر آزادی… است. از این زمان به بعد، امیدی از جهان رخت بربسته و نوعی احساس تننهایی برای هر یک از مردمان آزاد آغاز گشته است. … این سخن کاملاً درست است که برای آدمی که از بام تا شام عرق میریزد و شب باید با خانوادهی خود در یک زاغه بخزد، تحقق آزادی امکان ندارد. اما این وضع محصول [سلطهی] یک طبقه و تحمیل اسارت بر جامعه است، نه حاصل آزادی، که فقیرترینِ ما نیز نمیتواند از آ» چشم بپوشد. چنین جامعهای حتی اگر بتواند به تغییری ناگهانی در شرایط رفاه و راحتی دست زند، بدون فرمانروایی آزادی، هنوز در عین توحش به سر میبرد… [نهضتهای انقلابی] گفتند اولویت با عدالت است و پس از آن نوبت به آزادی میرسد. گویی ممکن است بردگان هم آرزوی عدالت داشته باشند… صفت مشخص جهانی که ما در آن زندگی میکنیم منطق شومی است که بیعدالتی یک جبهه را در برابر بردگی جبههی دیگر قرار میدهد و یکی را با دیگری تقویت میکند.آنچه در این مزایدهی تنفرانگیز تغییر نمییابد قربانی است؛ و تنها ارزشی حیثیت آن هتک میشود یا به فحشا کشیده میشود، آزادی است. خواری آزادی همواره به خواری عدالت میانجامد.» آلبر کامو، ««نان و آزادی»، چاپ شده در کشتار عام (مجموعه مقالات)، ترجمهی مصطفی رحیمی، تهران، انتشارات آگاه، ۱۱۳۵۷، صص. ۷۴-۶۹ (با کمی دستکاری)
از کانال مهدی خلجی